سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

213

طب در دوره صفويه ( فارسى )

ادرار بسته بود سوراخى باز مىشد تا از آن پس ادرار به جاى خروج از نوك ذكر از سوراخ مزبور خارج شود . اگر علت بند آمدن ادرار چيزى جز سنگ و يا ضيق مجراى ذكر بود مثلا علت آن يك بيمارى عصبى و يا پروستات بزرگ شده بود بيمار را از راه ميل زدن مداوا مىكردند و اگر اين كار نتيجه‌اى نمىداد شكم بيمار را درست به شيوه درمان استسقاء سوراخ مىكردند ولى بهاء الدوله اظهار مىدارد كه قبل از دست زدن به اين اقدام نهائى لازم است كه از دعا نوشتن نيز استفاده بشود . در اينجا بايد گفته شود كه نه غياث الدين و نه حكيم محمد هيچ كدام اين روش اخير را توصيه نكرده و مفيد ندانسته‌اند ؛ اما هستند كسانى كه چنين نوشته‌اند : اگر موئى از دم اسبى كه هيچ خال سفيدى بر بدنش نيست با دست چپ كنده شود و بر موى زهار بيمار نهاده شود . . . . و بقيه مو به داخل مجراى ادرار او فرو برده شود ، منفعتى عظيم خواهد داشت . بهاء الدوله در مازندان به روش ديگرى از درمان اين بيمارى برخورد مىكند . او در آنجا مردى را ديد كه مىتوانست بيماران خود را با استفاده از حشره‌اى كه در لابلاى ديوارهاى گلى منزل همسايه‌اش پيدا مىشد درمان كند اين مرد تعدادى از اين حشرات را در روغن دنبه پخته و با مواد ديگرى مخلوط مىكرد و به بيمار مىداد تا بخورد . بهاء الدوله در اين مورد مىنويسد : « بيمار با خوردن اين معجون كاملا درمان مىگرديد و لو اين كه بيمارىاش به صورت مزمن درآمده بود » . در اينجا بايد چند كلمه‌اى هم درباره مقطوع‌النسل‌سازى مردها صحبت كنم « 8 » اين عمل در دورهء صفويه به قدرى رايج بود كه كمتر ممكن بود جراحى را براى انجام دادنش فرا نخوانده باشند . فرير در اين مورد مىنويسد « ارزش جراحى كه در اين رشته تبحر داشته باشد به مراتب بيشتر از رشته‌هاى ديگر است و خدماتش به مراتب مهمتر از جراحىهاى ديگر به حساب مىآيد » . ابن الاخوه فقيه مىگويد كه مقطوع‌النسل‌سازى انسان و حيوان از نظر شريعت اسلام حرام است و اين وظيفهء كلانتر است كه بر اجراى اين دستور نظارت كند و بر مبناى اين حرمت اظهار مىدارد كه اگر حيوان يا انسانى در حين عمل فوت كند خونبهاى وى بايد تمام و كمال پرداخت شود اما اين دستور هرگز در ايران و تركيه مورد توجه قرار نمىگرفت . خواجه‌هاى دورهء صفويه بر دو نوع بودند : سياه و سفيد كه از نظر كار و وظيفه نيز با يكديگر تفاوت داشتند . خواجه‌هاى سفيد فقط مقطوع‌النسل مىشدند و به زنان حرم دسترسى

--> ( 8 ) - مقطوع‌النسل‌سازى به دو صورت مختلف صورت مىگرفت يكى اخته كردن بود كه در اين حالت شخص اخته شده فقط قدرت توليد مثل خود را از دست مىداد و ديگر خواجه كردن بود كه اندام‌هاى تناسلى به كلى قطع مىگرديدند . ( مترجم )